كه بدان كار اشتغال داشتند در سال 869، شوريدند.1 ولي باز احتمال زيادي هست كه مادهٴ قليايي ديگر، يا نوعي خاك قليايي مورد نظر باشد.
ادعا شده است كه نخستين اشارهٴ صريح به شورهٴ واقعي (نيترات پتاسيم) در كتاب ابن بيطار با عنوان ((بارود)) آمده است. او جسمي را كه در مراكش بارود ميناميدند با گل اسيوس، يعني سنگ آسوس كه ديوسكوريدس و جالينوس ذكر كردهاند، يكي دانسته و ميگويد پزشكان مصري آن را برف چيني (ثلجالصيني) مينامند. بدين ترتيب، اين اشاره ما را متوجه منشأ يوناني يا چيني ميكند، ولي هيچ دليلي در دست نيست كه ((بارود)) همان شوره است. آنچه را كه ابن بيطار ((بارود)) ناميده ممكن است هر نوع املاح نيتراتدار باشد. سنگ آسوس ممكن است همان زاج سفيد باشد. اين امر كه واژهٴ ((بارود)) يا ((باروت)) در آثار جديد عربي، فارسي و تركي براي شوره به كار ميرود خارج از موضوع بحث است.
معادل انگليسي اين واژه (saltpeter) هم سرشار از ابهام است، چون وقتي تنها بهكار رود به مفهوم نيترات پتاسيم است، يعني همان مادهاي كه براي ساختن باروت لازم است. ولي وقتي از saltpeter industry صحبت ميكنيم، منظورمان نيترات سديم است (كه به علت سرعت ذوب در ساختن باروت قابل استفاده نيست)، و وقتي از wall saltpeter نام ببريم منظورمان نيترات كلسيم است.
احتمال دارد كه نيترات پتاسيم را در اواسط سدهٴ سيزدهم، در غرب ميشناختند (همچنين شايد در چين). اين امر مستلزم آن است كه از مشتقات ديگر تميز داده شود، و وسايلي براي پاك كردن آن از ساير مواد و تصفيهٴ آن ابداع گردد. چنين ابداعي به ساختن باروت منجر شده، يا كاملاً با آن همزمان بوده است، چون ساختن گوگرد احتياج به توليد شورهٴ خالص را موجب ميشود.
اكنون، بهتر است سه منشأ احتمالي اين اختراع را بررسي كنيم، كه عبارت است از چين، كشورهاي اسلامي، و ممالك لاتيني.
1. كارهاي چينيان. ديديم كه مصريان نوعي مادهٴ قليايي را برف چيني ميناميدند. از سوي ديگر، ادعا شده كه چينيان در اوايل عصر سلسلهٴ تئانگ، با باروت آشنايي داشتند. اين مطلب ابداً اثبات نشده است؛ حتي مسلم نيست در آن هنگام، از ساير وسايل آتشزاي، مشابه با آتش يوناني هم كه در نيمهٴ دوم سدهٴ هفتم، در غرب ميشناختند (ج 1، ص 481) اطلاع داشته باشند.